جمال ۱

تقریبا دو سال پیش ، اواسط بهمن ماه بود و حدودا یك سالی می شد كه از جمال خبر نداشتم ، ( به خاطر برخی مسائل، روابط دو تا خانواده كمی به هم خورده بود و بزرگای خانواده با هم صحبت نمی كردن. البته شنیده بودم كه مقدمات سفر دائمیشون به اروپا هم جور شده و همین روزهاست كه برای همیشه از ایران برن .) در این مدت بد جوری تو كف یه سكس با جمال مونده بودم ، ولی اصلا دوست نداشتم خودم پا پیش بزارم و باهاش تماس بگیرم . در هر صورت بعد از چند روز كه به این شكل گذشت دل به دریا زدم و بهش زنگ زدم . از شنیدن صدای من خیلی خوشحال شد و بدون اینكه من چیزی بگم خودش گفت : كامی جون كجائی ، كوچولو حسابی تو لك رفته و با من اصلا حرف نمیزنه و همش بهانه تورو میگیره . جمال به كیرش كوچولو میگفت. من از شنیدن این حرف خوشحال شدم و خوشحال تر اینكه خود جمال حرفو پیش كشید و ازم خواست كه حتما به خونشون برم و گفت : كه اگه نیای دیگه نمیتونیم همدیگرو ببینیم ، چون ما یه مدت كوتاه ایران هستیم و برای همیشه از اینجا میریم .از شنیدن این حرف حسابی ناراحت شدم ولی خودمو كنترل كردم و با یه حالت تقریبا بی تفاوت گفتم : باشه سعی میكنم قبل از رفتنتون یه سر بهت بزنم، ولی اون اصرار كرد و گفت : امروز ، فردا هیچكی خونه نیست و میتونیم حسابی باهم حال كنیم ، همین امروز راه بیفت بیا چون میخوام اینبار دیگه كونتو جر بدم. من هم كه منتظر اصرارش بودم گفتم باشه همین الان راه می فتم…
خونه ما یك شهرستان و خونه خالم شهرستانی دیگه بود با فاصله سه ساعت ، حدود ساعت 4 بعد از ظهر به اونجا رسیدم ، وقتی به در خونشون رسیدم ، دیدم دم در اییستاده و منتظر منه از دیدن همدیگه خیلی خوشحال شدیم ، و حسابی همو بغل كردیم و بوسیدیم …
حدود نیم ساعتی كه از اومدنم گذشت ، جمال ازم خواست برم و یه دوش بگیرم و كمی به خودم برسم ، از جام بلند شدم و رفتم سامسونتمو كه یه گوشه ای بود باز كردم كه وسائل حمومو بردارم ، در این وقت جمال اومد كنارم نشست و آروم دستشو از روی شلواركی كه پوشیده بودم روی كونم كشید كمی كه این كارو انجام داد دستشو برد توی شرتم و با نوك انگشتاش شروع كرد به نوازش سوراخ كونم و با دست دیگش كیرشو از روی شلوارش می مالید، ازش خواستم كه بزاره واسه بعد از حموم، اونم گفت: باشه زیاد ادامه نمیدم ،فقط قبلش یه ذره كوچولو رو بخور ، بلافاصله بلند شد كیرشو در آورد و نزدیك دهنم گرفت ،كیرش كاملا راست شده بود منم كیرشو كمی تو دستم گرفتم و بعد تا آخر اونو توی دهنم كردم و شروع كردم به لیسیدن ، چند لحظه بعد خواستم بلند شم كه دستشو روی شونه هام گذاشت و خواست كه ادامه بدم بعدشم دستاشو پشت سرم حلقه كرد و شروع به تلمبه زدن توی دهنم كرد با هر بار فشار دادن، كیرش تا ته گلوم میرسید به شكلی كه پیشونیم به شكمش می چسپید . بعد از اینكه تقریبا 2 دقیقه ای این كارو انجام داد خودش كیرشو از دهنم درآورد و گفت : كافیه بزاریم واسه بعد از حموم و شام.
من رفتم دوش گرفتم و بعد ز من هم جمال رفت و دوش گرفت .
بعد از اینكه شامو خوردیم ویه استراحت كوتاه كردیم جمال از روی كاناپه بلند شد و روی زمین نشست ، پشتشو به كاناپه تكیه داد ، پاهاشو دراز كرد و از من خواست كه دست به كار شم ، منم رفتم وسط پاهاش نشستم ، گرمكنشو از پاش درآوردم كیرشو كه كمی راست شده بود تو دهنم گرفتم و شروع به ساك زدن كردم چند لحظه بعد كیرش حسابی شق شده بود، همینطور كه داشتم كیرشو ساك می زدم ، كونمو به طرفش چرخوندم كه اونم كارشو شروع كنه ، بعد از ینكه كمی از روی شلوارك كونمو دست زد به آرومی شلوار و شرتمو پایین كشید و شروع كرد به مالیدن كونم ، انگار اولین باری بود كه كونمو میدید همش از خوشگلی كونم تعریف می كرد ، و با صدایی لرزان و شهوت آلود می گفت : من این همه دختر و پسر رو گائیدم ولی تو یه چیز دیگه ای و… با شنیدن حرفاش و حركاتش منم حسابی تحریك شده بودم، از ساك زدن دست كشدم ، بلند شدم لباسامو در آوردم و جلوش روی زمین دراز كشیدم ، یه متكا زیر كونم گذاشت منم پاهامو بالا دادم ، یه كم پماد به انگشتش زد و اونو توی كونم كرد ، ازش خواستم كه اروم اینكارو انجام بده و با یه انگشت، چون درغیر اینصورت كونم گشاد می شد و وقت كردن اصلا بهم حال نمی داد وحتی خودشم بعدا معترض می شد كه چرا كونم اینقدر گشاد شده ؟با شنیدن این حرف تازه یادش اومد كه راسم میگم و این چند سال گذشته كونم بدجوری باز شده و نمیشه زیاد دستكاریش كرد به همین خاطر منو به پهلو خوابوند ، خودشم اومد كنارم دراز كشید . یه پاشو زیر پام گذاشت و كیرشو دم سوراخ كونم، با یه فشار كیرش تا خایه تو كونم فرو رفت ، كیر جمال چندان بزرگ نبود و فقط سر كیرش بود كه یه مقدار بزرگتر بود و با كمی درد وارد كونم میشد بعدش هم كه یه كم تلمبه میزد ، كونم درست و حسابی باز می شد و راحت كیرشو تو خودش جا می داد .
اون شب جمال وقت كردن بیشتر از دفعات قبل از گشادی كونم معترض بود و همش غر میزد به هر حال بعد از اینكه به شكلهای مختلف كونمو گائید ، منو سرپا کرد و بعد از چند بار تلمبه زدن آبشو با فشار توی كونم خالی كرد…
اون شب تا صبح دو بار دیگه هم با هم سكس داشتیم …

7 پاسخ برای جمال ۱

  1. پشیمان می‌گه:

    خواهشا داشتان سکسی نخونید
    من که خوندم و فیلم و عکس دیدم و … غیر از اعصاب خوردی و ناراحتی روانی هیچی نداشت
    بخاطر خودتون نخونید
    هرجا هم برسم مینویسم و میگم که بلایی که سر من اومد سر بقیه نیاد
    دیگه خودتون میدونید

  2. shahrokh می‌گه:

    من ادم مزهبی نیستم ولی از این مزخرفات خیلی بدم میاد لطفا نخونید

  3. shahrokh می‌گه:

    من ادم مزهبی نیستم ولی از این مزخرفات خیلی بدم میاد لطفا نخونید

  4. سعيد می‌گه:

    ٠٩٣٧٧٩٧٠٩٩٣
    مونا تلفني

  5. سعيد می‌گه:

    ٠٩٣٧٧٩٧٠٩٩٣
    مونا تلفني

  6. خطاب به نویسنده می‌گه:

    نویسنده ی عزیز یکی از کامنت های نوشته شده در داستان «سکس با زن یه سپاهی (بسیجی)» شماره ی من را وارد کرده و شدیدا برایم مزاحمت درست کرده. اگر لطف کنی و کامنت را پاک کنی متشکر می شم. اگه نه مجبور می شم به سایت وورد پرس گزارش سوئ استفاده بدهم. مرسی. لطفا هر چه سریعتی اقدام کنید و نتیجه را به من اطلاع دهید.

  7. خطاب به نویسنده می‌گه:

    نویسنده ی عزیز یکی از کامنت های نوشته شده در داستان «سکس با زن یه سپاهی (بسیجی)» شماره ی من را وارد کرده و شدیدا برایم مزاحمت درست کرده. اگر لطف کنی و کامنت را پاک کنی متشکر می شم. اگه نه مجبور می شم به سایت وورد پرس گزارش سوئ استفاده بدهم. مرسی. لطفا هر چه سریعتی اقدام کنید و نتیجه را به من اطلاع دهید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: